الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

215

تفسير تطبيقى (فارسى)

و به ايشان دستور داد بدون دلهره از ايشان ، تبليغ خود را آشكار سازد چون آيات زيادى پيش از اين آيه و پس از آن درباره يهود و نصارا است و ممكن نيست اين آيه بدون ارتباط با آنها در بينشان قرار گيرد . . . ازاين‌رو خداوند به پيامبرش دستور داد اين سخن را كه براى اهل كتاب به شدت گران تمام مىشود ابلاغ كند و بگويد : قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً . . . ؛ « بگو اى اهل كتاب شما بر چيزى از دين نيستيد [ در دست شما حق و صوابى نيست ] تا آنكه تورات و انجيل و آنچه از ناحيه پروردگارتان بر شما نازل شده ، برپاكنيد و بسيارى از ايشان بر اثر آنچه از ناحيه خدا بر تو نازل شده ، بر طغيان و كفرشان افزوده مىشود » فخر رازى روايتى را از حسن بصرى بدين صورت نقل مىكند تا تاييدى بر اين قول به حساب آيد : إن اللّه بعثني برسالته فضقت بها ذرعا و عرفت ان الناس يكذبوني و اليهود و النصارى و قريش يخوفوني فلما أنزل اللّه هذه الآية زال الخوف بالكلية . خداوند من را براى رسالت خود برانگيخت من از اين مأموريت دل تنگ بودم و مىدانستم مردم مرا تكذيب مىكنند و يهود و نصارا و قريش من را تهديد مىكنند پس چون اين آيه نازل شد تمام ترسها و دل‌نگرانىها از ميان رفت . سخن فخر رازى و به پيروى از وى رشيد رضا « 1 » بر خلاف ادعاهاى او با ضعفهاى جدى روبه‌روست تنها نقطه قوت كلام او وحدت سياق و تناسب آيه مورد بحث با آيات قبل و بعد آن است كه موجب دلالت سياق مىشود و به آيه ظهورى خاص مىبخشد ليكن : اولا : سياق قرينه مقامى است و در برابر نص روايات و قرينه‌هاى ديگر ، ظهورى

--> ( 1 ) . رشيد رضا نيز به اين سياق تمسك كرده و به عنوان احتمال ، آيه را درباره تبليغ يهوديان مىشناسد و در جاى ديگر مىگويد : « محتمل است آيه مذكور در اوايل بعثت نازل شده باشد ، ليكن آيه در سياق تبليغ اهل كتاب قرار داده شد تا نشان دهد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در معرض اذيت و آزار آنان بوده‌اند » .